لینک مستقیم فایل*نسبتهای مالی و بررسی ارزش زمانی پول*

نسبتهای مالی و بررسی ارزش زمانی پول|mzq34030438
با سلام و خیر مقدم،در این پست توضیحات فایل نسبتهای مالی و بررسی ارزش زمانی پول قابل رویت می باشد برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمایید.



حسابداران و نسبتهاي مالي



تجزيه و تحليل مالی فرايندی است كه طی آن مشخصات و ويژگيهای بارز مالی و عملياتی واحد اقتصادی با استفاده از صورتهای مالی و ساير اطلاعات مالی مشخص می شود و در امر تصميم گيری ، استفاده كنندگان از صورتهای مالی را ياری می كند .



يكی از روشهای متداول تجزيه و تحليل صورتهای مالی ، تجزيه و تحليل صورتهای مالی با استفاده از نسبتهای مالی می باشد . نسبتهای مالی در يك دسته بندی كلی به پنج دسته تقسيم می شوند :



۱ نسبتهای نقدينگی : نسبتهايی هستند كه كفايت و قدرت نقدينگی موسسه را در قبال بازپرداخت بدهيهای كوتاه مدت مشخص می كند . اين نسبت بيشتر مورد توجه بستانكاران كوتاه مدت موسسه و افرادی است كه تصميم دارند به موسسه وام بدهند .



۲ نسبتهای اهرمی : نسبتهايی هستندكه ميزان تأمين مالی از منابع مالی خارجی را مشخص می كند . يعنی وجوهی كه توسط صاحبان شركت ( سهامداران ) تأمين شده با وجوهی كه از طريق وام بدست آمده مقايسه می شود .



۳ نسبتهای فعاليت : نسبتهايی هستند كه ميزان كاربرد دارائيها را مشخص می كند و سطح فروش را با حسابهای مختلف دارايی مانند موجودی كالا ، حسابهای دريافتنی ، دارايی ثابت و غيره می سنجد .



۴ نسبتهای سودآوری : اين نسبتها نتيجه كالايی فعاليت ها و توان بهره برداری شركت را از طريق سود ارزيابی می كنند .



۵ نسبتهای مالكيت : اين نسبتها بطور مستقيم و غير مستقيم پيوند دهنده سود نقدينگی هستند و به سهامداران در ارزيابی نقدينگی ها و سياستهايی كه بر قيمت بازار سهام تأثير می گذارند كمك می كند يعنی آنان می توانند با استفاده از اين نسبتها وضعيت سرمايه گذاری خود را در شركت در زمان حال و آينده بررسی كنند . همانطور كه پيداست اين نسبتها بيشتر از همه مربوط به صاحبان سهام است .



اين روزها اگر كسی بخواهد در زمينه بورس و سهام فعاليت كند بايد بتواند نسبتهای مالی يك موسسه را محاسبه كند . نسبتها مانند كليدهايی هستند كه در های بسته را باز می كنند . وقتی كه شما يك صورت مالی را در اختيار داريد و می خواهيد به موسسه صاحب آن صورت مالی وام بدهيد ، بهترين كار محاسبه نسبتهای نقدينگی موسسه مذكور است .



نسبتهای اهرمی نيز كارايی بالايی دارند . از طريق اين نسبتها می توان نسبت بدهی به دارايی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام را مشخص نمود . ضمناً ميتوان ميزان توانايی يك موسسه در پرداخت بهره را محاسبه نمود . نسبت ديگری نيز وجود دارد كه نشان می دهد كه درآمد شركت تا چه اندازه برای پوشش هزينه های ثابت كافی است .



نسبتهای فعاليت كه : نسبت گردش موجودی كالا ، نسبت متوسط دوره وصول مطالبات ،نسبت گردش حسابهای دريافتنی ، نسبت گردش دارائيهای ثابت و نسبت گردش مجموع دارايی هاست ، خود جای صحبت بسيار دارد كه در اين مطلب نمی گنجد . البته هدف اين است كه شما آگاه شده و خود به دنبال اصل مطلب باشيد . نه اينكه همه چيز برای شما يكجا آماده شود .



نسبتهای سودآوری و مالكيت هم كه اهميت خاصی برای مديريت سهام دارد معمولاً كمتر مورد توجه سهامداران قرار می گيرد . معمولاً سهامداران تنها با توجه به سابقه يك موسسه ، اقدام به خريد سهام آن موسسه می نمايند . شايد دليل اصلی اين اقدام ، دانش ناكافی سهامداران در ايران است . معمولاً در ايران سرمايه و تجربه حرف اول را ميزند و دانش جايگاه خواصی ندارد . توجه داشته باشيد كه اگر تجربه و دانش در هم آميخته شود و سرمايه در كنار اين تركيب قرار گيرد در اين صورت نه تنها نتيجه مطلوب تری حاصل می شود بلكه ريسك سرمايه گذاری نيز كاهش می يابد . در اينجا به تمامی سهامداران توصيه می كنم تا مطالعه ای هرچند اندك درباره نسبتهای مالی داشته باشند تا با چشمان باز به كارگزار خود دستور خريد بدهند . به اميد افزون شدن دانش همه ما . تا بعد ...



Posted by mahmood at October 11, 2003 01:52 PM



Comments



همان طور كه می دانيد حسابداری انواع مختلفی دارد . در اين مطلب ما حسابداری را از جنبه ديگری بررسی می كنيم كه شايد اكثريت شما با آن بر خورد نكرده باشيد .



حسابداری را جدا از تقسيمات معمول كه قبلا درباره آن صحبت كرديم می توان به دو دسته تقسيم نمود :





1 حسابداری متعارف



2 حسابداری غير متعارف



در اين تعريف منظور اصلی نوع برخورد با يك رويداد مالی می باشد . حال اين دو تقسيم بندی كلی را با هم بررسی می كنيم .



حسابداری متعارف



اين نوع از حسابداری همان حسابداری می باشد كه يك حسابدار بارها و بارها ممكن است با آن برخورد داشته باشد . منظور همان رويدادی است كه شكل مشخص و عادی داشته و دارای پيچيدگی و شرايط خاصی نيست . بطور مثال يك حسابدار ممكن است در طول يك دوره مالی يك ساله بيشتر از شش بار هزينه آب و برق مصرفی را ثبت كند . البته منظور تعدد ثبت در طول يك دوره مالی نيست بلكه منظور از متعارف بودن همان سادگی ثبت می باشد . مثلا يك موسسه ممكن است كه در طول دوره دوازده ساله فعاليت خود تنها سه يا چهار بار سرمايه خود را افزايش دهد ( منظور افزايش نقدی است ) .